یافته هایی نو در مورد انجیل


یک کتاب هزار و پونصد ساله که در یک مکان مخفی در موزه ی مردم نگاری آنکارا پیدا شده، واتیکان رو به شدت نگران کرده. این کتاب مقدس شامل انجیل برناباست که یکی از حواریون مسیح بوده – اسم اصلی برنابا یوسفه – و با پولس مقدس سفر می کرده. (پولس بنیانگذار الهیات مسیحیته که این دین رو از یهودیت جدا کرده). بعد توش گفته شده که عیسا به صلیب کشیده نشده و هیچ هم پسر خدا نیست و کسی که روی صلیب رفته، یهودا بوده و پولس مقدس فقط یه آدم فریبکار بوده. بعد واتیکان که الان حالش بده به ترکیه پیشنهاد داده تا با کارشناسان کاتولیک اش نشست بذاره و از اصالت این کتاب قدیمی مطمئن بشه. اصل بودن این کتاب به اثبات می رسه و تازه درمیاد که شورای نیقیه که اولین شورای کلیسایی جهان بوده، چقدر کتاب مقدس رو که انجیل برنابا هم توش بوده سانسور کرده. 

http://www.oxu.az/world/15103

جدا از این دوستان ،نتایج یک پژوهش از سوی پرفسور اتویل که متخصص علوم مذهبی است، نشان می دهد که مطابق متون باستانی، شخصیت عیسی مسیح، به کل توسط رومیان پرورده شده است. بر خلاف گزارش های قبلی که وجود تاریخی شخصی به نام عیسی ناصری را مورد تشکیک قرار می داده اند، اتویل می گوید که شواهد غیر قابل انکاری از متون قرن اول مسیحیت به دست آورده است که نشان می دهد رومیان برای کنترل توده ها، مذهبی جدید اختراع کردند. در دوران روم باستان، مشکل قیام های توده ای یک معضل مزمن برای امپراطوری بود چون اقوام یهودی به منجی جنگجویی باور داشتند که با آمدن اش، خلق ها را رها خواهد کرد. آنها که سرکوبی دایمی خسته شده بودند، تصمیم گرفتند با مذهب به جنگ مذهب بروند و شخصیت عیسی صلح جو را اختراع کردند. از معروف ترین جملات انجیل که با اتکا به آن، پیروزی سکولاریسم در مغرب زمین میسر شده یعنی «کار قیصر را به قیصر واگذارید» در واقع خدعه امپراطوری برای دریافت عوارض و مالیت و کنترل مردم بوده است. 
این محقق که نتایج پژوهش ش را در لندن ارایه خواهد کرد می گوید که احتمالا این نتایج به معنای پایان یافتن مسیحیت نیست ولی برای کسانی که وجدانی معذب برای ترک مذهب دارند دلایلی خوبی ارایه می کند که عیسی مسیح، یک اختراع موثر بوده است نه پیام آور ذات قدسی. او می گوید که شواهد نشان می دهد که رومیان، با اینکه نمی خواسته اند همه از خیالی بودن این شخصیت با خبر بشوند، اما برای یک رومی تحصیل کرده، شناختن اجزای داستان مسیح که بر اساس بیوگرافی یک قیصر رومی نوشته شده، دشوار نبوده و اینطوری به نظر می رسد که آنها حتی می خواسته اند ما هم بدانیم که این یک داستان است.

http://uk.prweb.com/releases/2013/10/prweb11201273.htm

اخلاق و رفتار رافاداران سر سخت مسیح:
«کمیته حمایت از حقوق کودکان سازمان ملل» به کلیسای کاتولیک به دلیل اتخاذ روش های سیستماتیک منجر به آزار جنسی کودکان اعتراض کرد.
در گزارش کمیته حمایت از حقوق کودکان که روز چهارشنبه 16 بهمن منتشر گردید، تصریح شده است: «واتیکان روش هایی را به کار گرفته که به شکل سیستماتیک به کشیش ها اجازه می دهد تا به تجاوز و آزار جنسی دهها هزار کودک و نوجوان در سراسر دنیا بپردازند.»
این کمیته از مماشات واتیکان در پرونده صدها هزار کودک و بزرگسال که توسط اعضای کلیسای کاتولیک در سرتاسر جهان مورد آزار قرار گرفته اند به شدت انتقاد کرد و از واتیکان خواست اجازه انتشار اطلاعات مربوط به این رسوایی ها را داده و به مختومه شدن پرونده های قدیمی این آزارها کمک نماید . 
آسوشیتدپرس می افزاید: این کمیته همچنین نسبت به اعتراف کامل در مورد حجم انبوه شکایات جنسی از واتیکان انتقاد کرده است وکلیسای کاتولیک را متهم کرده است اقدامات لازم برای پیشگیری از نقض حقوق کودکان اتخاذ نمی کند . کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد همچنین از سیاست های واتیکان درمورد روش های جلوگیری از بارداری و نیز سقط جنین نیز انتقاد کرده است .
جدا از اخلاق و رفتار طرفداران سر سخت مسیح و داستانهای کودکانه و ابلهانه کتابشان ، دانیل تیلور، برنامه نویس کامپیوتر، 463 تناقض انجیل را به شکل زیر با یک گراف به شما نشان میدهد. خطوط آبی، نشان دهندهء زمان نزول آیات هستند که با خط قرمزی به آیهء دیگری متصل شده اند. با کلیک کردن بر روی هر خط قرمز، تناقضات آیات در دو زمان جداگانه را به شما نشان میدهد. 

http://bibviz.com

بیان دیدگاه

دسته فرهنگی, مقاله, مذهبی, اجتماعی

چه کسی کتاب قرآن را نوشته است؟

چه کسی کتاب قرآن را نوشته است؟

تحقیقی بر ریشه های سریانی قرآن

دانیل پایپز، ترجمه از امین قضایی

توضیح مترجم: این متن توضیحاتی است بر نتایج به دست آمده از پژوهش های تاریخی و ریشه شناختی از قرآن. در اینجا مثال های جسته و گریخته ای از قرآن آورده می شود که نشان می دهد متن قرآن ریشه های سریانی دارد و از چند کلمه مبهم قران نیز رمزگشایی شده است. تمرکز این مثال ها روی سوره های مکی هستند و استدلال می شود که این آیات از متون و نسخ مسیحی قدیمی تر اقتباس و ترجمه شده است. البته این ادعا در مورد بسیاری از سوره های مدنی نمی تواند صادق باشد (نویسنده اشاره ای به این قضیه نمی کند) چرا که پیش زمینه تاریخی مشخصی دارند و اشاره به وقایعی (درست یا غلط)مانند جنگ های محمد، ازدواج او با زنان، توصیه به عبادات و احکام شرعی دارد. با این حال تفاوت آشکار بین سوره های مکی و مدنی و به خصوص گنگی سوره های کوتاه قران نشان می دهد که قرآن یک جمع آوری متاخر از متون متعدد است.
پاسخ ساده به این سئوال این است که ما نمی دانیم. قرآن متنی بدون پیش زمینه است و ما واقعا چیز زیادی درباره اینکه از کجا آمده نمی دانیم. اما می دانیم که این متن از آسمان نیامده و چنین منی محصول ذهن بشر در یک زمان و فرهنگ و محیط زبانی خاص است و در مورد قرآن، متن واقعا محصول فرهنگ ها و زبان های خاورمیانه ( و نه حجاز) در اواخر دوران باستان است و هیچ ربطی به حجاز ندارد.
اگر شما ادعای قرآن را در سوره ۱۲ ، آیه دوم بررسی کنید در آنجا می گوید: قُرْاءنًا عَرَبِیًّا این البته ویرایش و نگارش نویسندگان مسلمان متاخر در بین النهرین در قرن نهم است و ما آنرا به شکل قرآن عربی می خوانیم، اما وقتی این نگارش را در نظر نگیریم (که به ر ـا عرـا ختم می شود) به یک رسم الخط پایه ای می رسیم که هیچ کس نمی تواند آنرا بخواند اما جالب توجه این است که این اصلا عربی نیست و باید یک زبان سریانی باشد که عربی شده است (یعنی فاقد الف در کلمه قرآن و عربی است) و باید به شکل قرآن عربی بوده باشد و می تواند به صورت قریان غربی یا آیات غربی خوانده شود که به وضوح سریانی است و هیچ شکی نیست که زبان سریانی کلیدی است برای بازکردن قفل متن قرآن چرا که کتابی که ادعا می کند کتابی روشن است ، هیچ راهی نیست که شما بتوانید آنرا بفهمید مگر با خواندن تفاسیرش و حتی اگر با تفاسیر علامه های مسلمان هم آنرا بخوانید می فهمید که این علامه ها هم در اغلب موارد آنرا نمی فهمند و من در اینجا دو مثال می آورم:
۱٫ قرآن محمد را امی توصیف می کند که توسط علمای اسلام به عنوان تحصیل نکرده یا عامی توصیف می شود اما این کلمه به روشنی از کلمه عبری am ha aretz یا قوم مشترک می آید و این به این سبب است که در قرن سوم (یعنی زمانی که متاخرین قران را ویرایش کردند) ارتباط با زبان عبری قطع شده بود.
۲٫ کلمه فرقان در سوره ۲۵ برای علمای اسلام یک کلمه اسرارآمیز است و آنها می گوید که از ریشه فرق به معنای جدایی می آید. اما این اصلا عربی نیست و مشخص است که از کلمه سریانیPurqana یا رستگاری می اید که آشکارا مفهومی مسیحی است.
مثال های بی شماری وجود دارد که علما هیچ تصوری از معانی آن ندارند و نمی دانند که قرآن چه می گوید( برای مثال حورین که در واقع به معنای انگور است و نه باکره های بهشتی)
پس واقعا قرآن چیست؟ اگر منظور ما از قرآن همین قرآنی است که نسخه اصلی آن در قاهره در سال های ۱۹۲۳ و ۱۹۲۴ تایید شده، همانطور که قبلا گفته ام در پاسخ به این سئوآل مشکلات زیادی داریم.
لایه اصلی قرآن خط الرسم اش است که هیچ کس نمی تواند آنرا بخواند و به همین خاطر علمای اسلام مجبور بودند که به نگارش های قرن سوم هجری رجوع کنند و هدف این بود که گرامر قرآن را بررسی کرده و مشکلات زبانی متن را که بسیار بود برطرف کنند چون یک متن شرعی باید ثابت باشد و به همین خاطر است که وانزبورگ Wansbrough به درستی معتقد است که قرآن تا قبل از قرن سومی هجری نمی توانسته مشروعیت یابد.
و حتی نام سوره های قرآن نیز تا قرن دهم هجری ثابت نبود. برای مثال طبری سوره ۱۰۵ را ألَمْ تَرَ می خواند اما اکنون این سوره الفیل خوانده می شود که نشان می دهد حتی نام های سوره ها نیز در طول زمان تغییر می کرده است.
نظر به این موارد ما واقعا نمی دانیم که نویسنده قرآن که بوده و چه می گوید.
می توانم در اینجا برای شما برخی از پژوهش ها و نظریات صائب را درباره مولف قرآن بیاورم.
۱٫ کریستف لوکزنبرگ Christoph Luexenberg معتقد است که قرآن در واقع یک متن سریانی عربی بوده و وی قادر شده است که برخی از سوره ها و آیات را رمزگشایی کند. برای مثال سوره کوثر هیچ معنایی نمی دهد اگر شما آنرا متنی سریانی در نظر نگیرید. اما اگر این کار را بکنید معنای این سوره مبهم آشکار می شود. همچنین اگر شما سوره ۹۷ یا سوره قدر را بخوانید کلمه قدر هیچ معنایی نمی دهد و یک کلمه مبهم است. ولی وقتی به عنوان یک کلمه سریانی در نظر بگیرید این کلمه همان qadra یا به معنای تقدیر است و لیله القدر در واقع به معنای شب سرنوشت ساز در مسیحیت سریانی است و اشاره به تولد مسیح دارد.
لوکزنبورگ همچنین اولین کسی بود که دریافت کلمه حورین در قرآن که ما آنرا به معنای باکرگان بهشت الله تصور می کنیم معنایی جز میوه انگور نمی دهد.
من بر این عقیده ام که آنچه لوکزنبورگ می گوید کلیدی است برای درک آنکه واقعا چه کسی قرآن را نوشته است.
۲٫ آنجلیکا نیوویرز Angelika Neuwirth مسئله زیر را بررسی کرده است: چرا از قرآن در مناجات و عبادات در مقایسه با انجیل نزد یهودیان و مسیحیان خیلی کم استفاده می شود. چرا باید اینطور باشد و همیشه اینطور بوده است؟ وی که این مسئله را برجسته ساخت در بخش مکی قرآن ردی از بخش های مناجاتی یافت که بعدا از بین رفته است.
و این گفته توضیح بسیار مناسبی می تواند باشد برای سوره دوازدهم آیه دوم و اینکه قرآن چیزی بیش از یک مناجات نامه مسیحی نیست و منبع آن واقعا انجیل است و به همین خاطر است که قرآن همیشه فرض می گیرد که خواننده قرآن باید با انجیل آشنا باشد.
۳٫ اکنون اگر قرآن را بخوانید متوجه می شوید که نویسنده داستان های یهودیان و مسیحیان را بدون هیچ نظم مشخصی بازگو می کند و به خاطر همین است که وانزبروگ می گوید که “روی هم رفته کمیت ارجاعات و تکرارهای مکرر و سبک شدیدا جدلی آن همگی نشان می دهد که متن در جوی محفلی مذهبی نوشته شده است که در آن بر حجمی از نوشته های آشنا در خدمت یک آموزه هنوز ناآشنا تاکید می شود”.
به وانزبروگ Wansbrough بر می گردیم که پدیده جالبی را در قرآن بررسی می کند و اینکه به نظر می آید الله عادت دارد که خود را تا حد خسته کننده ای به شکل های ادبی مختلف تکرار کند و من نمونه ساده از این پدیده را به شما نشان خواهم داد اما از الفبای عربی استفاده می کنم و بعد آنرا به شما توضیح خواهم داد. اگر به سوره ۱۶ آیه ۶۶ رجوع کنید:
وان لکم فی الانعام لعبرة نسقیکم مما فی بطونه
و اگر به سوره ۲۳ آیه ۲۲ رجوع کنید:
وان لکم فی الانعام لعبرة نسقیکم مما فی بطونها
این دو عبارت را با هم مقایسه کنید، آنها عینا یکی هستند به جز کلمه آخر که در دومی یک الف اضافه دارد. اولی یک خطا گرامری است چون موضوع جمع و مونث است و باید در آخر یک الف در ضمیر اضافه شود و عبارت دوم این خطا را تصحیح کرده است.
خوب این مثال به این معنی است که :
اولا الله عادت دارد حرفش را تکرار کند.
دوم اینکه نویسنده در گرامر عربی اشتباه کرده و در آیات بعدی آنرا تصحیح کرده است.
یا اینکه قرآن نویسندگان متعددی داشته که برخی با گرامر صحیح عربی آشنا بوده اند و برخی خیر و من معتقدم که این توضیح بهتری برای چنین پدیده ای است.
این پدیده را وانزبروگ “سنن گوناگون” می خواند و همانطور که کوک Cook می گوید: “ما در قران نتایج حاصل از پیشرفت های مستقل و احتمالا از سنت های محلی داریم که کمابیش در نسخه نهایی گنجانده شده و دست نخورده باقی مانده اند” و به بیان دیگر قرآن باید نویسندگان متعددی داشته باشد.
پیشتر در جایی گفته ام که منابع قرآن به پیش از محمد برمی گردد و یک نمونه اش به شرح زیر است:
قرآن به ما گریزی می زند به مردمی تحت عنوان اهل ایکه ستمگر بوده اند (سوره ۱۵ آیه ۷۸) و سنت اسلامی اصلا نمی تواند بگوید که این مردم ایکه چه کسانی بوده اند جز اینکه بگویند این کلمه نام یک مکان و وادی بوده و الله اعلم.
حال کلمه ایکه باید از کلمه Leuke Kome آمده باشد یعنی یک کلمه یونانی برای شهر سفید و در واقع شما نام Leuke Kome را در ادبیات یونانی و پریپلوسی می یابید و این یک بندری در پادشاهی نباطیان است.
اما این کلمه از منابع ادبی تا قرن سوم حذف می شود.
بعدها منابع از مکانی می گویند به نام هورا Hawra که کلمه سریانی برای سفید است و منابع یونانی ازAlaura می گویند که خوانش یونانی از Hawra سریانی است.
کلمه سریانی hawra در عربی به صورت al-Hawra در می آید.
اکنون می دانیم آنچه پیشتر Leuke Kome بوده اکنون al-Hawra است.
پس آنچه در قرآن حفظ شده در واقع نامی است که برای قرن ها از منابع ناپدید شده است اما هنوز به نام اصلی اما عربی شده اش یعنی ایکه در قرآن باقی مانده است.
و بله با اینکه اعراب گذشته بزرگی داشته اند اما این نام ناپدید شده و به شکل al-Hawra به زبان عربی داخل شده و تنها توضیح در اینجا این است که متونی شفاهی یا مکتوب این کلمه را از دوره پیش از محمد حفظ کرده اند و به منبع قران تبدیل شده اند.
این بدان معناست که در واقع برخی از منابع قرآنی به چند قرن پیش از محمد برمی گردند یعنی آنکه می توان محمد را از قرآن و نویسنده احتمالی اش جدا کرد.

برگرفته از رادیو زمانه

بیان دیدگاه

دسته فرهنگی, مقاله, مذهبی, اجتماعی

طرح جداسازی خوزستان از ایران

استان خوزستان با مساحتی بیش از ۶۴٬۰۵۷ کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران در کرانه خلیج همیشه فارس و اروندرود قرار دارد و مرکز استخراج نفت ایران به‌شمار می‌آید. شهر اهواز یا «هرمز اردشیر» باستانی (هورشیر اوایل دوران اسلامی) که توسط ساسانیان بناگذاشته شد بوده، امروز مرکز استان خوزستان است.

این استان با جمعیّتی بیش از ۴٬۵۳۱٬۷۲۰ نفر (سال ۱۳۹۰) پنجمین استان پرجمعیت ایران است. از جمعیت ۴.۵ میلیونی استان خوزستان، نزدیک به ۱/۶ آن (حدود ۷۰۰ هزار نفر) متشکل از عرب- ایرانی یا ایرانیان عربزبان است (بجز ۷۰۰ هزار نفر معاودین)* که در یکصد و خورده ایی سال گذشته از جنوب عراق به ایران مهاجرت کرده اند. بقیه ۳.۸ میلیون خوزستانی تشکیل شده از فارس و لر بختیاری میباشند که در ۲۶۰۰ الی ۲۷۰۰سال گذشته و پس از مهاجرت اریائیها به ایران در آنجا زندگی میکنند.

بیگانگان، بویژه دولت انگلستان و عربستان سعودی در چند سال گذشته تلاش کرده اند که جمعیت عرب را به ۴ میلیون افزایش داده تا ادعا شود که استان خوزستان، یک استان «عربی» است. یک انگلیسی آنرا به ۹ میلیون هم رسانده و حتی مدعی میشود که استانهای بوشهر و هرمزگان استانهای عربی هستند!

تاریخ استان خوزستان

استان خوزستان یکی از کهن‌‌ترین سرزمین‌های تمدن ایرانی و نهایتا بشری است. این تمدن در شش هزار سال پیش در شوش پدید آمد، هزار سال بعد دولت مقتدر عیلام در شوش (سوزیانا) پایه‌گذاری شد و سه هزار سال پیش از میلاد، دولت عیلام بدست آشوریان سقوط گردید.

در زمان مادها و پس از تشکیل نخستین دولت ایرانی ایرانی در سال ۶۴۰ قبل از میلاد شوش به تسخیر آشوری‌ها و به دو بخش تقسیم شد. قسمت شمالی عینی انزان/انشان (ایذه امروزی) که زادگاه کورش بزرگ است، همچنان در دست «اقوام پارسی» باقی ماند.

پس از تشکیل دولت هخامنشیان توسط کورش بزرگ، کلیه خاک‌عیلام جزئی از شاهنشاهی هخامنشی ‌در آمد و شهرشوش به عنوان یکی ازپایتخت‌‌های هخامنشی برگزیده شد.

داریوش بزرگ درحدود سال ۵۲۱ قبل از میلاد شوش را به مرکز و پایتخت اصلی شاهنشاهی خود تبدیل کرد و در آن کاخ باشکوهی ازسنگ بنام هدیش احداث کرد. در زمان خشایار شاه پایتخت‌های ایران از جمله شوش به اوج عظمت و رونق رسیدند و همچنان پایتخت سیاسی و اداری هخامنشیان باقی ماند تا به سال ۳۳۰ قبل از میلاد با حمله اسکندرمقدونی دوران اوج و شکوه سلطنت خیره‌کننده هخامنشیان به پایان رسید.

در سال ۱۸۷ قبل از میلاد مهرداد یکم، شاهنشاه اشکانی سرانجام سلوکیان که یک نظام اشغالگر و بیگانه بود را شکست داد و پس از ۱۴۳ سال اشغال، جنوب ایران را هم آزاد کرده و بخشی از شاهنشاهی اشکانی شد.

با قدرت گرفتن خاندان ساسانی، سلسله اشکانی جای خود را به آنان داد، که خوزستان رو به عمران و آبادی بیشتری گذاشته شد. شهر دانشگاهی گندی شاهپور، که نخستین دانشکده درجهان در خوزستان بنا شد.

پس از شکست یزدگرد سوم در جنگ نهاوند، ایرانیان به مرور وادار تا داوطلبانه مسلمان شدند. از سال ۱۷ هجری قمری در عهد خلافت عمر که کشورگشایی مسلمانان به پیروزی تازه‌ای دست یافته بود، بصره به عنوان یکی از حاکم‌نشین‌ها و نایب‌الحکومه انتخاب شد و خوزستان به زیر کنترل تازیان در آمد. در زمان عمر دو قیام بزرگ ایرانیان در هم شکسته شد، تا آنکه دولت عباسیان توسط ایرانیان به رهبری ابومسلم خراسانی برسر کار آورده شد. در اواسط سده سوم هجری قمری نیز دولت عباسیان رو به انحطاط گذاشت شد و زمینه رشد قیام ایرانیان به رهبری یعقوب لیث صفاری و آزادی خوزستان فراهم گشت.

یعقوب لیث از سیستان علم استقلال برافراشت و سخن گفتن به تازی را ممنوع اعلام داشت و ۲۶۱ ه. ق. فارس و خوزستان را آزاد و به سرعت حمله به بغداد را (مقر خلافت عباسیان) آغاز کرد، ولی بلافاصله به شوش و شوشتر عقب‌نشینی کرد. در سال ۲۸۸ ه. ق. عمرولیث ،جانشین یعقوب در خوزستان بقتل رسید.

در سال ۳۲۶ ه. ق. و آغاز حکومت دیلمیان، معزالدوله دیلمی، کرمان و خوزستان را دوباره از چنگال اشغالگران آزاد ساخت و با روی کار آمدن سلجوقیان ابوکالیجاد دیلمی به حکومت خوزستان منصوب شد و در سال ۴۳۴ ه. ق. در اوج قدرت، درگذشت. از این سال تا سال ۸۴۵ ه. ق. به ترتیب خوارزمشاهیان، افشار، اتابکان فارس، لر بزرگ و کوچک، مظفریان، جلایریان، تیموریان بر تمام یا بخشی از استان خوزستان حکمروانی کردند.

در سال ۸۴۵ جنبش مذهبی دیگری به عنوان مشعشعیان در این نواحی شکل گرفت. رهبر این جنبش سیدمحمد مشعشع ادعای مهدودیت داشت.

پادشاهان صفوی چندین بار برای سرکوب مشعشعیان به خوزستان لشگر کشیدند هر بار پس از سرکوب، مشعشعیان را بر حکومت نواحی تحت تسلط آنها ابقا کردند. با انقراض صفویان به دست محمود افغان خوزستان همچنان به تهماسب میرزا جانشین پادشاه شکست ‌خورده صفوی وابسته باقی ماند و محمود افغان برای دست یافتن به این ناحیه در سال ۱۱۳۶ ه. ق. لشگری به این ناحیه گسیل داشت ولی نتیجه‌ای نگرفت.

پس از آنکه نادر شاه، افغان‌ها را از اصفهان بیرون راند و در بهار سال ۱۱۴۲ ه. ق. از راه فارس و کهگیلویه روانه خوزستان شد. پس از قتل نادر، خاندان مشعشعی بار دیگر به ریاست م»وسی مطلب» هویزه را به تصرف درآوردند. مشعشع‌ها پس از استقرار در هویزه به سوی شوشتر، دزفول و شوش روی آوردند و با طایفه آل‌کثیر جنگیدند و نواحی مزبور را تصرف کردند.

در همین دوران کریم‌خان زند پس از ده سال کشمکش و جدال قدرت را به دست گرفت. پس از درگذشت کریم‌خان زند بار دیگر خوزستان دچار هرج ومرج شد. درزمان فتحعلی شاه قاجارخوزستان به دوبخش تقسیم شد. بخش شمالی، شامل شوشتر، دزفول، هویزه جزء کرمانشاهان، به محمدعلی میرزای دولت شاه سپرده شد و بخش جنوبی آن شامل رامهرمز، فلاحیه و هندیجان جزء فارس به حسینعلی میرزا پسر دیگر فتحعلی شاه واگذار شد.

در سال ۱۲۶۷ قوای انگلیس از طریق خرمشهر وارد خوزستان شد و تا اهواز پیش آمد. در این زمان مهاجرت قبیله های بدوی اعراب از جنوب عراق بخصوص از بصره توسط انگلستان به خوزستان افزایش یافت. انگلستان اعراب مهاجر را در چند بخش خوزستان اسکان داد که هرکدام از این مهاجران توسط شیخی اداره میشد. بخاطر ضعف دولت قاجاری که توان جلوگیری از این مسئل را نداشته و نیز میخواست وانمود کند که انگلستان در خوزستان نقشی ندارد، دولت ایران این مهاجران را تبعه ایران شناخت.

یکی از این شیوخ که به احترام کشور میزبان، برضد انگلستان بلند شد حاج جبار خان نام داشت که شیخ قبیله «محیسن» بود. او در جنگ با انگلیس فداکاری‌هایی از خود نشان داده بود که ناصرالدین شاه به او رتبه سرتیپ اولی اعطا نمود.

ولی برخلاف حاج جبار خان پسرش شیخ خزعل فراموش کرد که او یک مهاجر بوده و برضد کشور میزبان خود برپاخاست. شیخ خزعل که پس کشتن برادر خود «شیخ مزعل»، جانشین پدر شد و زمام امور را به دست گرفت، خود را در اختیار دولت انگلستان قرار داد، به امید آنکه از شیخی یک قبیله تبیل به یک پادشاه شود. شیخ خزئل با پشتیبانی و راهنمایی دولت انگلستان، از ضعف و ناتوانی دولت قاجار سواستفاده کرده و سراسر استان خوزستان را به چنگ خود درآورد. پس از آن انگلیسیها در خرمشهر، اهواز و شوش سپاه مستقر ساختند و در هر یک از شهرهای شوشتر و دزفول اداره سیاسی یا کنسولگری و عدلیه دایر کردند و در همه جا اداره‌های پست و تلگراف را به دست گرفته و سرپرستی آن‌ها را به مأموران خود واگذار کردند.

شیخ خرئل و انگلستان بمدت هفت سال، از سال ۱۳۳۲ تا سال ۱۳۳۹ ه. ق. نزدیک به نمی از خوزستان (بخش کنوبی) را تحت اشغال خود داشتند، و انگلستان شیخ خزعل را امیر خوزستان نامید و به او نشان «فرماندهی شوالیه» اعطا کرد و نام استان را به عربستان تغییر داد. بسیاری از خوزستانیان، با آنکه در اکثریت بودند ولی ناتوان در دفاع از خود، مال و دارئیهای آنان ضبط شد. تا با امروز مدارک تاریخی و کشتار خوزستانیها بدست دولت بریتانیا «محرمانه» اعلام شده است.

زورگویی شیخ خزئل و انگلیسیها همچنان ادامه داشت تا آنکه دولت قاجارہ سقوط کرد. پس از برسرکار آمدن نظام جدید، رضاشاه سه سپاه از شیراز، اصفهان و بروجرد عازم بهبهان برای سرکوبی شیخ خزعل و محافظان انگلیسی او به گسیل کرد. پس از جنگی کوتاه شیخ خزعل شکست خورد و بدینوسیله عمر یکی دیگر از دست نشاندگان دولتهای بیگانه در ایران خاتمه یافت. دولت انگلستان که از این مسئله خشمانک بود ولی نتوانست کاری انجام دهد. زیراکه در آنزمان با مشکلات مالی و نیز مسئله استقلال هند سروپنجه نرم میکرد. دولت انگلستان نیروهای خود را پس از شکست از رضاشاه به بصره بازگردادند!

از آنزمان تا به امروز انگلستان هنوز ادعا برروی خاک ایران دارد، بخصوص که نفت توسط آنان در مسجد سلیمان کشف شد، و نفت ایران را حق مسلم خود میدانند (حتی در مجلس عوام انگلستان در دهه ۶۰ میلادی، خواهان آزادی «سرزمین اشغالیشان توسط ایرانیان» شدند!)[۱] و هنوز این رویا را در سر خود میپرورانند که به تحقق انجامد!

توضیح و منبع:

* – (معاودین = جنگزدگان عراقی ایرانی الاصل) بگفته ای دیگر از ۴.۵ میلیون کل جمعیت استان خوزستان، ۱.۴ میلیون تن عرب و عربزبان هستند و ۳.۱ میلیون فارس و لر بختیاری.

۱ – British Arabism and the bombings in Iran

http://www.atimes.com/atimes/Middle_East/GK03Ak02.html

بیان دیدگاه

دسته مقاله, اقتصادی, اجتماعی, سیاسی

تصویر کوچکی از ایران

تصویر کوچکی از ایران:

در سال 1358 تعداد زندانیان ایران 5233 و در سال 1385 یک صد و پنجاه هزار نفر در این مدت جمعیت ایران 2 برابر شد اما تعداد زندانیان 30 برابر.

به گزارش سازمان ملل ایران دارای بیشترین تعداد معتاد (به نسبت جمعیت) در جهان را دارد.

 گزارش مرکز مطالعات اعتیاد ایران نزدیک به 20 درصد جمعیت بزرگسال ایران به نحوی مواد مخدر مصرف میکنند و نیم میلیون نفر در کشور به عنوان دلال مواد مخدر مشغول بکار هستند. 11 درصد دانشجویان دانشگاه های تحت پوشش وزارت علوم تحقیقات و فن آوری اعتیاد به مواد مخدر دارند(منبع خبر:ایسنا به نقل از مشاور دانشگاه علوم پزشکی تهران عنوان کرده است 81-82).

 طبق گزارش صندق بین المللی پول ایران با فرار سالانه 150 تا 180 هزار نفر از کشور در بین 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته رتبه اول را دارد.

در حوزه حمل و نقل ایران رتبه اول را در حوادث جاده ایران دارد یعنی در حالی که بابت هر 10 هزار اتومبیل در جهان به طور متوسط سالانه 4 نفر کشته میشود (در کشور های توسعه یافته 5/1 تا 2 نفر) در ایران به ازای همان مقدار خودر 32 نفر سالانه کشته میشود(اگر میزان 25 تا 30 هزار کشته در سال را با میزان 150 هزار مجروح در سال جمع کنیم گویی هر سال در ایران یک زلزله بزرگ رخ میدهد).  

از سال 1358 تا سال 1385 ایران 34 میلیارد بشکه نفت فروخته است یعنی 2 برابر کل نفت فروخته شده از اولین روز کشف نفت تا سال 1358 در ایران.

بیان دیدگاه

دسته Uncategorized, فرهنگی, اقتصادی, اجتماعی, سیاسی

احتمال بازگشت امیرحسین موسویان به ایران

برخی از دولت ها و نظام های حکومتی بدلیل نداشتن محبوبیت اقدام به انجام هر گونه شگردی میزنند تا در روزها و حوادثی که برای حاکمان مهم است نمایشی ساخته از محبوبیت خود این گونه ایام در ایران کم نیست. انتخابات یکی از این رویداد هاست. بعضی مواقع این گونه نظام ها برای ساختن نمایشی دست به هر اقدامی میزنند که بعضا حتی خنده دار و کمدی میباشد.

چند سال پیش پرونده برای شخصی در ایران باز میشود به جرم جاسوسی این فرد از ایران فرار میکند به ایالات متحده آمریکا میرود و در دانشگاه های آنجا مشغول به تدریس میشود و حتی بر مبناء اطلاعات بدست آمده از لپ تاب او تحریم های شدیدی بر علیه ایران به تصویب میرسد,  در مطبوعات آمریکا مطالبی هم در حمایت از رفتار فریبنده نظام مینویسد و حال بعد از نمایش انتخابات فرد مذکور در حال بازگشت به ایران است تا در تیم مذاکره کننده دولت جدید قرار بگیرد!!!

شرایط ما ایرانیان بسیار کمدی است آیا انتخاب روحانی به عنوان رئیس جمهور خواست فقط مردم ایران بوده و یا خواست حاکمان.

بیان دیدگاه

دسته Uncategorized

نقش لابی اسرائیلی در سیاست آمریکا از دید جیمی کارتر

جیمی کارتر:

در آمریکا به دلیل وجود نیروهای قوی سیاسی و اقتصادی و مذهبی حامی اسرائیل تصمیمات دولت اسرائیل به ندرت زیر سوال رفته و یا محکوم می شوند. در شرایطی که صدایی که از درون رسانه های ما شنیده می شود همان صدای مقامات اسرائیل است – یا حداقل صدای غالبی که شنیده می شود چنین صدایی است- شهروندان آمریکایی آگاهی چندانی از آنچه در درون اراضی اشغالی می گذرد، و عواقب آن ندارند.(فلسطین، صلح نه آپارتای د، ص 340- جمی کارتر)

 

بیان دیدگاه

دسته Uncategorized, مذهبی, اقتصادی, سیاسی

آیاخامنه ای رئیس جمهوری خندان, میانه رو و دست بسته میخواهد

یک درصد تصور کنید که روحانی واقعا خواهان تغییرات اساسی است  حالا سوال اینجاست که آیا رئیس جمهوری که تمامی وزرای او با نظر مستقیم رهبر و یا با نظر و تائید رهبر انتخاب شدن آقا قادر به انجام تغییر است یا خیر؟ آیا در طول دوران ریاست او وزرا دستور ها و برنامه های او عمل کرده آیا به او وفاداراند یا خیر؟  اگر تغییری هم روی دهد آیا روحانی انجام داده است یا خیر؟ اینها سوالاتی ایست که فقط گذر زمان پاسخ میدهد.

بیان دیدگاه

دسته Uncategorized, اقتصادی, اجتماعی, سیاسی